|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:6 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ////////////
گلک: اینم یادگاری من. امروز تو دوچرخه خوندمش!
الهه : میلاد دستت درد نکنه با مهمونیت
آرزو: اس ام اس داد که بگم کامیش خرابه..... نت نیمتونه بیاد ولی بگم خداحافظ میلی... مژی : برام آف گداشت که نمیتونه بیاد فرشته : عاشقم من ... سپیده عاطفه خانوم من برم شام بيام اقا ميلاد به سلامتي ايشالا
عاطفه :
فاطمه:
احمد: خیلی ممنون ازهمه
فاطمه سارا: خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بدونی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
سارا : من هم امیدوارم دوران پر خاطره و قشنگی رو بگذرونید ندا: ميلاد جان. يكي از بهترين شبايي بود كه داشتم تو نت. اونم فقط به خاطر تو. مهدی : خدا حافظ داداشی من مراقب خودت باش
سپید : چه خوش روزی بود روز جدایی/ اگر با وی نباشد بیوفایی
مواظب خودت باش
از همتون ممنونم
دوستون دارم اسیدی فعلا" .................بابای |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 21:4 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام //////////
شاید این آخرین پستم باشه قبله رفتن به خدمت یک کلید از رو اینجا برا یه عزیزی ساختم که توو نبود بیاد جا من بنویسه می خوام این آخریشو اونجوری همیشه دوس داشتم لاگم باشه بنویسم همیشه دلم می خواست بیام هر روز در مورد مسائل روز توو کشورم بنویسم یه وبلاگ واقعی داشته باشم با همون هدف وبلاگ نویسی که همیشه توو روزنامه هم می خونیم طنز (( البته اگه اسمشو بشه گذاشت طنز )) پیدا کرده !!!؟ اما خداییش خودم که دوسش دارم فردا سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهره !!! از چی ؟ از دست یه کشور دیگه .... نمی دونم تلویزیون همیشه نیمه پر لیوانو می بینه یا من نیمه خالیشو !!! اما همیشه یه سوال توو ذهنم بوده اونم اینکه مگه خرمشهر یه روزی جزو ایران نبوده ؟ چرا ما از دستش دادیم ؟ حالا هم که بدستش آوردیم مگه کاره بزرگی کردیم ؟ این همه شهید دادیم این همه آدم که شاید خیلیاشون الان اگه بودن وضعمون خیلی بهتر از این بود !!! واقعا" این همه مراسم گرفتن داره آدم چیزی رو که از همون اول برا خودش بوده رو با کلی ضرر بدست بیاره ؟ این همه باید کرد توو بوقو کرنا ؟ باید اونروزی رو که خرمشهرو ازمون میگیرن مراسم بگیریم که درس عبرتی بشه برامون که برای یه مسئله کوچیک جنگ بپا نکنیم .... درسته که ما جنگو شاید شروع نکردیم اما ادامش که دادیم !!! نمی دونم چی جوری بگم اما حرف کلیم اینه که خرمشهر یه روز برا خودمون بوده خیلی از کشورایی که الان اطراف ایرانن هم مال کشورمون بوده اما اون زمانها حکام نا لایق داشتیم مردم اون زمان هام نالایق بودن ..... اما خدارو شکر که توو قضیه خرمشهر لااقل مردممون غیرت داشتن .....
پس بنظر من که اصلا" خرمشهرو ما فتح نکردیم بلکه چیزی رو که رو یه سری از مسائل از دست دادیمو با این همه ضرر و این همه جان با ارزش شایدم بی ارزش !!! باز پس گرفتیم
پی نوشت ها : ۱: خرمشهر با کلی جان عزیز باز پس گرفته شد ... ۲: من ۱/۴/۱۳۸۶دارم میرم به خدمت اما اینجا رو به حال خودش نمی زارم سپید قراره جا من این جا آپ بزنه ۳: بالاخره تونستم ویه آپو اونجوری که دوس داشتم بزارم نه چون ناراحتم که اصلا" اینجوری که نیست هیچ ، بلکه برعکسش هست ۵: تعداد پست ها رو توو هر صفحه كم كردم كه لاگ زودتر بالا بياد ۴: يك چيزي يادم رفته ... واجب بودا مي خواستم بگمش
دوستون دارم اسيدي
فعلا" ........................باباي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 23:47 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ////////////
بعد از بیش از یه ماه با همه گرفتاریها اومدم آپ بزنم قضیه واکسن زدنمو که بیشترتون میدونین میخوام امروز فقط یه دونه عکس بزارم و به دختر خانوما این نوید رو بدم که با توجه به این عکس اونام در آینده ای نزدیک به خدمت مقدس سربازی اون روزی که رفتم واکسنای اعزام به خدمتو زدم یه کارت بهم دادن که عکسشو این زیر براتوون میذارم بالای کارت هم نوشته کارت واکسیناسیون مشمولین اعزام به خدمت حالا خودتون ببینین
اگه پسرا فقط می رن خدمت پس قضیه این که نوشتن جنس چیه ؟ بابا خیلی باسوادن اینا وزارت بهداشت و علوم که خودش یکمی دانشجو به این مملکت میده که اینجوریه دیگه وای به حال دانشجو هاش
اینم یه آپ که در مورد خدمت رفتن من بود ایشالله بزودی از شرتون برا دو سال راحت میشم
دوستون دارم اسیدی
فعلا" ........................بابای |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:37 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام //////
عید همتووون مبارک
اینم عیدی من به شوماها راس سال تحویل
ایشالله سال خوک براتوون سال خوبی باشه
دوستون دارم خیلی اسیدی
فعلا" .....................بابای |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 3:38 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ///////////// فردا سوم اسفند روز تولد دوست خوبمون عاطفه هست خب اول یکمی کتابی حرف بزنم عاطفه دوست خوبمون فردا روزیه که تو مثه یه حریر نازک دنیا ، روزی که از پیله وجود مادرت اومدی بیرونو پروانه شدی تا شادی رو به خانوادت هدیه کنی به امید اینکه هر سال برات شروعی دوباره باشه برای شادی اطرافیانت و خودت
آآقا اون سری یعنی سه پست پیش آموزش تولد بازیو گذاشتم عاطفه برو اونو بوخون که لااقل از من ناراحت نشی من یکی توو کادو عذرم موجهه اما امروز فقط یه نکته که اوون سری یادم رفتو آموزش بدم ببینین تولد یکی که میرید زیاد شولووغ بازی در نیارین خونه مردمو خراب نکینین هی به صاحب خونه نگین میوه چی شد کیک چی شد شاید یه مشکلی برا اوون بنده خدا پیش اومده باشه نتونه این وسایلو بخره برا خودتون میگم من ها آخه می گن این دختره این پسره چقد جلف هست اینگار تا حالا توو عمرش میوه و کیک نخورده بد آموزی داره بفرمایید اینم آموزش مثبت بودن حالا ببینم چی جوری این آموزشم که خوب آموزی با هفت تا آسمون پراز گلهای یاسو میخک با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولک يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و کوچک فقط مي خوام بهت بگم تولدت مبارک
بفرمایید مهمونی ------------------> |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 12:20 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام //////////// بعد از مدتها می خوام آپ کنم فک می کردم که یادم رفته چی جوری آپ می کنن اما می بینم نه یه چیزایی یادم هست همین اول با افتخار بگم که حتمنی ادامه مطلب رو بوخونین که داستان ((فیلمنامه )) یکی از دوستای گلم اونجاست که من ازش خواستم که اجازه بده نوشتشو تو لاگم بزارم البته نوشتش رو خیلی دوست داشتم بعنوان یه آپ بزارم اما دیدم خیلی زیاده و برا بودن توو صفحه اول برا بیننده خسته کننده می شه اما این روزا هر کی رو می بینی دونبال کادویی هست !!! چرا ؟ من نمی دونم تو هم نمی دونی ؟ اشکال نداره ... میخرن برت می فهمی نه اصلا" بزار بگم ... میگن هفته دیگه بیستو پنجم ولنتاینه !!! و سه روز بعدش سپندرمزگان !!! هان چرا این می گن این دو روز با این اسمای عجیب غریب روز عشاق هست که برو بچ عاشق کلی قربون صدقه هم دیگه میرن حالا اینکه توو این روزا چی کارا می کنن بستگی به خودتون داره اما از اونجا که هدف من آموزش هست نمی خوام اینجا ف ی لتر بشه فقط مواد لازمو میگم خودتون دیگه ازشون هر جور می تونین استفاده کنین مواد لازم برای این روز ۱ : معشوق به تعداد لازم ۲ : از این کارت پستالایی که رووش نوشته " تو تنها عشقمی ، عشقم روزت مبارک تعداد معاشق ۳ : مدیریت زمان ۴ : بیپ بیپ بیپ اه من هنوز چیزی نگفتم این مخابرات فیلتر کرد من حرف بدی نزدم من من جوونا رو منحرف نکردم من وبلاگمو دوووس دارم من وبلاگمو نمی ذارم فیل تر کنن حالا که اینجوری شد من دیگه در این مورد حرفی نمی زنم اصلا" بمن چه، خب عاشق نشین که بیاین اینجا بخواین کارای این روزو یاد بگیرین اصلا" یه جدول خفن میزارم اونو حل کنین ابتکار اصلی این جدول برا " مهدی رنجبر " هست که توو روزنامه ها می نویسه منم حالا اومدم یه جدول توو همون مایه ها طرح کردم .... اولش شاید سخت بنظر برسه ولی وقتی یه بار بتونی حلش کنی معتادش می شی اصولا" کلمه ها توو این جدول دوتا معنی دارن یه معنیش جواب سوال هست و یکی دیگه با همون طرز نوشتن ولی یه معنی دیگه می ده (( یه چیزی تو مایه ها کژ تابی خودمون اول یه مثال می زنم بعد سوالاشو می نویسم : مثلا" سوال اینه که : بچه ایی که خیس شده ؟( پنج حرفی ) جواب می شه چی !!!؟ می شه " تربچه " که هم اشاره کرده به تر بودن بچه (جواب سوال ) هم به اون " تربچه " که ملت می خورنش تعداد حروف جواب رو توو پرانتز نوشتم که گمراه نشین ۱ : ۳.۱۴ که این قد بزنیمش تا له بشه ۲ : رنگ ساز چوپان ۳ : اونی که نه T باشه نه ج ۴ : روستایی که از پَر ساخته شده باشه ۵ : اونی که هم پر داره هم ویز ویز می کنه ۶ : یه " م " که یکم خیس شده باشه چی میشه ۷ :اسم آدم جمع کن ۸ : کسی که توو دریاچه نمک بمیره بهش چی می گن ؟ ۹ : اونی که کلش رام و مطیع خودشه ۱۰ : اونی که سرش رو بزاره رو زمین چی میشه ۱۱ : مج مج مج ۱۲ : به اونی که دستش لای در گیر کرده می گن خب جدولو هم عکسشو میزارم ولی خدایی هر کی این جدولو حل کنه می فهمم که یه جورایی بچه هوشش بالاست ببینم کی می تونه این جدولو حلش کنه
پی نوشتها : ۱ : داستان سپیده رو توو ادامه مطالب یادتون نره بو خونین ۲ : آپمو یه هفتست نوشته بودم اما وقت نکرده بودم بزارمش ۳ : از بچه های که زحمت کشیدن جواب سوالای آپ قبلیو دادن ممنون این پست از خجالتشون در میام
دوستون دارم اسیدی
فعلا" .....................بابای ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 17:26 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ///////////////////// بالاخره بعد از مدتها تصمیم به آپیدن گرفتم تو این یه مدتی که نبودم خیلی اتفاقا افتاد از کنکور کاردانی به کارشناسیم که خودش کلی ماجرا داشت بگیر اما آپ این دفعه بخاطر اثری که این کنکور رووم گذاشته به طرح یه سری سوالای چهار گزینه ای میپردازیم از ماشین حساب ممنون بود شومام حق استفاده از اونو ندارین 1 ) کنکور چی هست ؟ الف : یه چیز خوب ج : برا اینکه بدونن کدوم پسر باید بره خدمت 2 ) پشه ها روزا کجا میرن ؟ الف : سرکار ج : بیپ کار 3 ) جمله مقابل را کامل کنید : انرژی هسته ای ............... الف : دوست دارم ج : کیک زردتو بخورم 4 ) اگه یه مزاحم تلفن بزنه خونه شوما بهش چی می گی ؟ الف : تو کی هستی که دل منو شکستی ج : تو کی هستی توعجب آدمی هستی 5 ) برای چی باید تو انتخابات شرکت کنیم ؟ الف : چون حق مسلم ماست ج : برا تلف کردن اوقات فراغت 6 ) علت سوقوط هواپیما توو هر سال ؟ الف : جلوگیری از انقراض شهیدان ج : برا تفریح هست 7 ) مجری زیر ابرو گرفته رادیو تلوزیون که احساس خوش تیپی و با مزگی وتیکه اندازی می کند ؟ الف : فرزاد حسنی ج : موارد الف و ب 8 ) چرا کلاغ مشکی هست ؟ الف : بخاطر قابیل مشکی پوشیده ج : می خواسته خودشو برنزه کنه اما سوخته 9 ) ضرب المثل زیر را کامل کنید : (( چاه مکن بهر کسی ........ )) الف : لباسات خاکی میشه ج : علی دایی * * (( توجه شود علی دایی نکته انحرافیه 10 ) هر کی نظر نده الهی ................ الف : سی دی اش در بیاد ج : از فردا گل محمدی صداش کنن خب ببینم چی کار می کنین ، چی جوری اینا رو جواب می دین اما چون آپ این دفعه ام یه کم طول کشید ، یه آپ دیگه تو دل این آپم می کنم چند وقت پیش رفته بودم تو یه وبلاگ که یه کل کلی از سه تا شاعر معروف رو گذاشته بود : اولی حافظ بود که این بیت رو گفته بود : اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سمرقندوبخارا را بعد جناب صائب تبریزی در رابطه با شعر حافظ فرمودند : اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سرودست و تن وپا را که هرکس چيز مي بخشد زمال خويش مي بخشد نه چون حافظ که مي بخشد سمرقندو بخارا را و در آخر جناب شهریار در رو کم کنی با آق صائب فرمودند :
که عاشق هرچه مي بخشد بسان مرد مي بخشد نه چون صائب که مي بخشد سرودست و تن و پا را سرودست وتن وپارا به خاک گور مي بخشند و تا بحال مثه اینکه کسی پیدا نشده بوده که روی شهریار رو کم کنه اما من خودم یه چیزی فرمودم اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را که عاشق هرچه شادي در دو گيتي است مي بخشد روح و اجزا را به اين دنيا ز دلدار است حالا منم می خوام ببینم کی می تونه رو دست داش میلاد بیاد دوستون دارم اسیدی فعلا" .......................... بابای
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 16:17 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ///////////
نمیدونین این قد دلم برا این صفحه پست مطالب جدید تنگ شده بود که امروز دیگه گفتم بیام فقط نیگاش کنم بعد برم اومدم نمی دونم چی جوری شد با این که حرفی باسه گفتن نداشتم دستم رفت روو صفحه کلید ، فعلا" شروع کردم به نوشتن حالا تا چی پیش بیاد آخه الان بی موضوع دارم می نویسم الان رفتم یکم فک کردم دیدم قرار بود آموزش تولد بازیو بدم ولی دیدم ماه رمضون داره تموم می شه گفتم اول یه آموزش کوچولو برا روزه خوری شرعی بدم (( البته عواقب اُخرویش پا خودتونه بعد برم سر وقت آموزش تولد بازی حالا یه چیز جدی بگم : نمی دونم چرا هر وقت ماه رمضون میشه دوستای ما فکر سفر می زنه به کله شون ، جا تون خالی امسالم مثه دو سال گذشته ماه رمضون رفتیم یه گشتکی زدیم (( یه دوتا عکس تو ادامه مطالب از سفر می ذارم پس اگه دوست داشتین یه سر به ادامه مطالب بزنین )) با این مقدمه اولین راه شرعی روزه خواریو یاد گرفتین نه به قصد ده روز پیش یه دکتر درپیت اونم براتون هزارو یک جور دارو مینویسه که شوما رو از روزه گرفتن معاف میکنه راه سوم اینکه شب بطور خیلی اتفاقی سحر بخورین در نتیجه توو طول روز احساس ضعف می کنیدو بعدم دیگه طبق شرع می تونین یه ناهار مفصل میل کنین خلاصه بگم راه شرعی برا فرار از روزه زیاده اما چون پستم امروز توو یه مایه دیگست به همین سه تا بسنده میکنم جون داداش امسال شاد بودم که تولدم یه چیز خوووب کادو میگیرم ولی چشتون روزه بد نبینه اصلا" اینگار نه اینگار که من توو یه روزی دنیا اومدم هیشکی به روی مبارک خودش نیاورد که این داداش میلادما روز بیست ونهم تولدشه ساده ترین راه اینه که اصلا" بطور کل روز تولد اونیو که میخواین براش کادو بگیرین یادتون بره .... ولی این راه اصلا" راه جالبی نیست من به شوما توصیه نمی کنم مخصوصا" به دوستای متاهل و نیمه متاهل چون عواقب بعدی داره که من مسئولیتشو نمی پذیرم راه دیگه اینکه یه دوروز مونده به تولد اون دوست قشنگه یه جرو بحث ساده که بمدت فقط یه هفته طول بکشه (( راه خوبیه خرجش فقط یه معذرت خواهیه مِتُد بعدی اینکه مثه من پولتونو همشو یه جا خرج کنین بعد بگین من خیلی دوست داشتم برات کادو بگیرم ولی خوب خودت که میدونی شرایطمو ایشالله سال دیگه جبران میکنم (( راه مناسب وعالی که حتی اگه موقع گفتن این جملات یه چهره خفن مظلومانه بگیرین ممکنه یه پولیم دستی نصیبتون بشه شیوه بعد یه چند روزی خودتونو بزنین به مریضی هم خرو صاحب میشی هم خرما (؟) با این حساب هم بدون هیچ عذری خیلی راحت از زیر کادو در میرین هم این که اون کمپوتیم که دوست دارینو می خورین !!! برا در رفتن از کادو دادن تو این روزم راه زیاده ولی چون برا ماه رمضون به سه مورد اشاره کردم برا تولدم همین سه مورد بسه
پی نوشتها : ۱: بازم میگم نکنین این کارارو زشته ۲: خودتونو گول میزنین مگه میشه خدارم گول زد !!! ۳: همه تولد من یادشون نرفته بود یکی از دوستام زنگ زد تولدمو بهم تبریک گفت ولی حیف که یه تبریک خوشکو خالی بود ۴: یه کادو ارزش این کارا رو نداره (( قابل توجه دختر خانوما ۵: یه کادو ارزش این کارا رو داره (( قابل توجه آقا پسرا
دوستون دارم اسیدی
فعلا" .....................بابای |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 13:54 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ////////////
اول از همه ماه شعبان به همه تبریک بگم (( این تبریک ماه شعبان ام پی تری همه تبریک تولدا تو این ماه هست خدمت دوستای گلم بگم اینکه آپ نبودم بخاطر این بود که از روز هفتم که امتحانم تموم شد تا دیروز خونه نبودم دیروزم که اومدم خونه مهمون داشتیم بیام ولی الان تو اولین فرصتی که پیدا کردم اومدم آپ کنم ....
پیرو آموزشها ی ولنتاین بازی، عید دیدنی بازی و روز پدر بازی امروز آموزش جوات بازی در نیمه شعبانو داریم
وسایل لازم برا جواتیدگی در این روز
یک دستگاه مینی بوس در صورت نبودن از موتور هم می تونین استفاده کنین برو بچ روستا (( جواتای ده به بقیه مقدم )) الکل اتانول ۹۹ ٪ اگه مایه دار ترین عرق سگی اگه نبود هم بنگ ، گراس ، هشیش هم همون کارو می کنه لباسای محلی یا شلوار شش جیبه سبز دمپا تنگ بیشتر کلاس داره قمه ، چاقو ، تبر ، پنجه بکس خلاصه هر چی که بعنوان صلاح سرد بشه ازش استفاده کرد
اول میری تو محل برو بچو رو پیدا می کنی می گی امشب نیمه شعبانه بیریزیم تو شهر ، شهرو به گُه بکشیم برو بچم که عشق گند کشی هستن قبول می کنن ..... میای ازشون دُنگاشونو میگیری زودی میپری سر مُحل الکل با گراسو می گیری ... میزنین بعد میرین فضا حالا همه رو سوار مینی بوس می کنیو پیش به سوی شهر تا خود شهر محلی می خونین حالشو می برین تو شهر که رسیدین یه هو همه با عربده کشی (( مثه الاغ پیاده می شین به شهر خوش اومدین .... حالا دیگه شهر مال خودتونه اصلا شهر شوما خانه شوما اولین ماشینی که کنار خیابون دیدین از رو کاپوتو سقفش رد بشین یه حالی میــــــــــــــــــــــــــده شیشه نوشابه های تو سوپری رو بشکنین خیالتون هم راحت باشه کسی جرات نمیکنه بیاد بهتون چیزی بگه .... (( پلیسیم در کار نیست شیرینیو شربتی که جلو مغازه هاستو با جعبه هو ظرفش بگیرین ببرین پدر پیرتون توو روستا حتما" دوست داره دختر خانوم ها رو که تو خیابون هستنو من نمی گم چی کار کنین چون می ترسم وبلاگم فیلتر بشه پسر سوسولارو که می بینی میری جلو یه دوتا عامو عامو (( همون عمو خودمونه می کنی ... بعد ساعتی پولی یا هر چی که بدرد بخوره رو ازش دو در می کنی این کار دزدی نیست دودره بازیه سوسولو نشون میدی می گی اینو از اون دودر کردم بعدش هر هر بهش می خندین راستی اگه پسر سوسوله خوشگلم بود بد نیست یه حالی به حولش بدین میرین جلو تر بر می خورین به بچه جواتای روستای بغل که اتفاقا" با اون روستا هم همیشه دعوا دارین صحنه جنگ جهانی سومو درست میکنه (( البته یه نگاه چپ چپ هم کافیه چون خودشون میان جلو می گن چیه نگاه می کنی بعد دعوا شروع می شه حالا اون صلاحهای قشنگتون در میارینو بزن که میزنی البته من هیچ مسولیتو نسبت به آسیب دیدنتون با قمه یا چاقو نمی پذیرم چون ممکنه برو بچ طرف دعوا اومده باشن لاگمو خونده باشنو اونام صلاحهای سردشونو با خودشون بیارن وسط دعوا می بینین که یکی از آشناهاتون تو برو بچ طرف مقابل دعواست میری باحاش سلام میکنی بعد می گی آقا اینا خودین بی خیال شین آشناست خیطه با هم دعوا کنیم حالا دیگه با بچه های روستای مقابل دوست شدین با هم می تونین شهرو به گُه بکشین اینم آموزش کارایی که توو شب نیمه شعبان باید انجام بدین ........
پی نوشتها : ۱: نکینین این کارا رو بده زشته ۲: این پستمم کمی جدی بود
دوستون دارم اسیدی
فعلا" ................... بابای
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 10:27 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ///////////
بعده چن وقت باز رو آوردم به این فونت خوشگلا باید برقصن تو این چند سال با پیشرفت علم ، تکنولوژی هم پیشرفت کرده یکی از این پیشرفتا موبایله (( تلفن همراه خودش پیشرفتیده بی ادب اس ام ای هست حالا امروز می خوام گونه های مختلف اونو براتون بگم اگه یه موقع یه گونه جا اوفتاد خودتون ببخشین اگه دوست داشتینم اون نوعِشو خودتون برام تو نظرا بزارین سعی کردم که برا هر کدوم حداقل دو مثال بیارم این پست همونیه که قول داده بودم " یه پستم همش جک باشه" ولی به این شیوه خودم
۱: اس ام اس کجائی این نوع کاربرد فراوانی داره و گونه ای هست که طرف مقابلو مجبور به دادن اس ام اس در جواب اون می کنه ۲: اس ام اس عشقولکی روزي که به دنيا اومدي داشت بارون مي اومد ولي هوا ابري نبود . ميدوني چرا ؟ اون روز فرشته ها داشتن از اون بالا گريه ميکردن . چون يکي ازاونا کم شده بود
اگه تو دنيا قرار بود جاي چيز ديگه اي باشم دوست داشتم جاي اشک روي صورتت باشم تا توي چشمات متولد شم روي پلکات جون بگيرم روي گونه هات جاري شم و روي لبات بميرم. ۳: گدایی اس ام اس هم اکنون نیازمند اس ام اس سبزتان هستیم اهدا اس ام اس اهدای زندگی
۴: اس ام اس تبلیغاتی بخاطر اینکه کسی حاضر به اسپانسرینگ این بخش نشد از آوردن مثال معذورم
۵: مسابقه اس ام اسی که سر دسته اونا عادل خان فردوسی پوره در اینجا بعد از زدن اس ام اس از طرف شوما با محتوای ۱،۲،۳،۴،۵،۶ و الی آخر یه دونه از اون اس ام ای تبلیغاتیا براتون میاد
۶: اس ام اس به برنامه های تلیفیزیونی که سر دسته اونا برنامه کوله پشتیه خودم براشون یه بار به این مضمون زدم : ای ابروی تو برده ز دل هوشو حواسم پا شو گمشو برو می یام حالت میگیرم !!! (( دقت شود که بیت بالا از خودمه آرایش فرزاد حسنی دارد
۷: اس ام اس برا وبلاگ نویسی فعلا" این امکان تو سایت پرشین بلاگ هستش خودتون سر بزنین می بینین فقط اینکه آمار نتایج انتخابات ریاست جمهوری این طوری رو وبلاگ یکی از خبرنگارا می رفت ۸ : اس ام اس قدیمی و تکراری از یه نفر می پرسن اگه ادیسون برقو اختراع نمی کرد چی میشد؟ میگه : خوب یکی دیگه اختراع می کرد ۹: جواب به اس ام اس از نوع بالا به فرمان سلطان جنگل >شير<از اين لحظه خرطوم فيل،*ير خر،کوهان شتر،گردن زرافه،شاخ گوزن و پاي لک لک تو *ون اونهايي که SMS تکراري ميدن. از کساني کهsmsجديد ندارن بدن *ون هم قبول ميکنيم!
۱۰: اس ام اس مناسبتی که به تبریکو تسلیت مراسم های مختلف می پردازه
525600 دقيقه برکت 3153000 ثانيه دوستي ساله نوي شما مبارک
۱۱: اس ام اس هایی که به نوعی به مورد بالا میربطن امیدوارم در سال جدید پله های ترقی رو یکی یکی طی بکشی شهادت جان سوز،جان گداز،جان کاه ،جان اف کندی ، جان فورد ، جان علی ، جان نثار ، جان مریم چشماتو وا کن سری بالا کن ۱۲: اس ام اس هایی که جنبه طنز دارن و خودشون باز به دسته های مختلف تقسیم میشن که از هر کدوم چند نمونه می ذارم ........... تاریخ مصرف دار :
در مادر و خواهر علي دايي رسما اعلام کردن بازي ايران مکزيک به ما هيچ ربطي نداره .علي خودش زن داره قرار شده كه افراد نيكوكار يكي از استانها، سند بزارن و هر طور كه شده «علي آقا» رو از تيم ملي در بیاره رشتی : آخرین پیام شهری تنظیم خانواده در رشت: مادرم دو پدر کافی است از رشتیه می پرسن تو خونه تون مرد سالاریه یا زن سالاری می گه تو خونه ما مردم سالاریه از رشتیه می پرسن نظرت راجع به خونه عفاف چیه ؟ می گه کی بدش میاد زنش بره سر یه کار دولتی يه رشتي به دوستش ميگه : جايي رو سراغ دارم اگر بريم شام ميدن... ترياک ميدن بکشيم... انواع مشروبات ميدن بخوريم... و کلي هم حال ميدن و حمام مجاني و آخر سر ???? تومان هم ميدن! دوستش ميگه : خودت تا حالا رفتی؟ رشتیه ميگه : خودم نرفتم ولی زنم رفته رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم خطبه عقد رشتي ها:"النکاح سنتي ' بعد کيف امتي" اصفهانی : يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار اصفهانیه میره رالی شرکت میکنه تو راه مسافر میزنه ترکی : تركه ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چه جوريا بود؟ تركه ميگه: ايلده باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن ترکه مي ياد يه تخليه فاضلابي مي زنه رو تانکرش مي نويسه رزق ما در ........شماست به ترکه مي گن شنيدي اسراييل لبنانو زده ؟ترکه مي گه ع ع ع مگه ايتاليا اول نشد به ترکه مي گن شغلت چيه؟ مي گه:يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو به کسي نمي گه
به تركه ميگن: چيكار كردي كه ورشكست شدي؟ ميگه: بادكنك ميفروختم به شرط چاقو ترکه چربی خون میگیره میره پیش دکتر می گه چی کار کنم خوب بشه؟ دکتر میگه روزی ۴ ساعت راه برو .... بعده یه ماه زنگ میزنه میگه آقای دکتر من الان لبه مرزم حالا چی کار کنم
قزوینی: اپيزود پاياني نماز جمعه قزوين: قزوينيه به جنيفر لوپز ميگه تو که اين همه خوشگلي ک..ن به اين رديفي داري حيف نيست نماز نميخوني قزوينيه کنار زمين فوتبال خوابيده بوده.بهش ميگن بازي شروع شده پاشو بازي کن .ميگه نميشه من برانکاردم
دعاي ورود به قزوين: اللهم احفظني كوننا و كامنا من دوخول والخروج كل اشياء الحرام. اللهم احفظنا كل سوراخنا من الهجوم المستان آلت بمشتان و العاشق به پشتان في هذااليوم و في كل ايام في القزوي
همهء انواع بالا : navare maghz: normal:"_/|_/|_/|_" esfahani: "_$_$_$_" ghazvini: "_( o )_( o )_( o )_ " "lori: "_ ! _?_ ! _?_" torki احمدی نژادی : نمی گم چون دوسش دارم هسته ای : هر شب قبل از خوابیدن با وضو رو به قبله بشینین و بگین انرژی هسته ای حق مسلم ماست
~!٬~!٬~!٬٬٫٬¤٫¤*،×۸*،× َُ"*/-. جملات بالا گوشه ای از کتیبه داریوش است که در آن نوشته شده انرژی هسته ای حق مسلم ماست از اینم جک کم میگم چون انرژی هسته ای حق مسلم ماست غیره : فيله به شتره ميگه چرا پستونات رو کمرته؟ همه چي برام بي ارزش شده ديگه هيچ چيز برام اهميت نداره .الانم که دارم اين اس ام اس و ميفرستم انگار دارم برا تخمم ميفرستم اگه ديدي دو تا تخم لاي پاته بدون مردي هيچ ميدونيد ک...ر نيوتون وقتي اولين بار يه دختر سکسي و ديد به نيوتون چي گفت؟ مشترک بي تربيت چنانچه از تلفن همراهتان غير اخلاقي کنيد گوشي را در ک..نتان فرو ميکنيم چنانچه تکرار شود از دکل مخابرات استفاده ميکنيم به بيضه مي گن تو کارت چيه؟ ميگه با اخوي دکل بلند مي کنيم برو پایین . . . . . . . . حالا برو بالا اسبه زنگ میزنه سیرک میگه من می تونم بیام اونجا کار کنم ؟ صاحب سیرک میگه چی کار یاد داری اسبه میگه مردتیکه الاغ مگه نمی بینی دارم حرف میزنم
پی نوشت ها : ۱: تا اونجا که تونستم سعی در خود سانسوری داشتم ولی خیلی کم موفق به این کار شدم هر چند که خیلی از مطالبو خودم حذفشون کردم ۲: این پست کمی جدی بود ۳: این پست بدلیل نظرای سپیده خانوم ایجاد شد ۴: شرمنده که یکم طولانی شد ۵: شاید از این به بعد در آخر هر پست مطالبی مثه همینارو بزارم ۶: پی نوشتها دیگه چرا این قد جدی شد؟ ۷: هفتِ بیجار یادت نره
دوستون دارم اسیدی
فعلا" ..........................بابای |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 15:19 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام //////////////// چه خبرا ؟ خوب بودین بهتر شدین؟ از خدا که پنهون نیست از شوما چه پنهون که این دو سه روزی که نبودم اینترنتم تموم رفت و بعده یه سال یه هفته بی اینترنت بودم دلیل اینم که نخریدم این بود که پول نداشتم بده در راه خدا دیدم نمی شه ..... آخه مگه آدم می تونه دوستاشو ترک کنه؟ یه دلیل دیگه که یکم بی خیال شدم این بود که یه سری کتاب دارم می خونم و اصلا" وقت نت رفتنو بهم نمی ده ولادت حضرت علی ( ع ) و روز پدر به همتون مبارک پیرو آموزشهای قبلی امروز می خوام آموزش کارایی رو که باید تو روز پدر انجام بدین که فردا باشه رو بهتون یاد بدم ابتدا باید اصلا" بروی مبارک خودتون نیارین که می دونین یه همچین روزی هم تو تقویم کشور وجود داره بدون اینکه پدرتون بفهمه یه جوری به همون روشی که خودتون
بهتر از من میدونین یا می تونین اگه داداش یا خواهر کوچیک تر از خودتون دارین اونو خرش کنین
و بگین که می خواین برا روز پدر برا باباتون یه کادوی خوب بخرین و کلی باهاش کلنجار برین که باید ما دو تا پولامونو رو هم بزاریم یه چی خوب برا بابا بخریم و آبجی یا داداشی تونو به اون حیوان نجیب (( جدیدا" الاغم نجیب شده تبدیل کنین و کلی با پولاش حال کنین حالا شوما صاحب کلی پول باد آورده شدین و الان موقع خرید کردنه قبل از اینکه برین تو بازار برا خرید (( که باید تو این موقع شر کسایی رو که ازشون پول دودر کردینو از سرتون بکنین و دنبال خودتون تو بازار راه نندازین ببینین خودتون چی احتیاج پیراهن خوشگل نخریدن و یه بولوز خوشگل جوان پسند لباسو که خریدین یه سری به مغازه گل فروشی و شیرینی سرا بزنین و از هر گلی که دوست دخترتون دوست داشت دلتون می خواد بخرین
تا به خونه برسین جزو الزاماته شب که آبجی یا داداش کوچیکه داره ذوق مرگ میشه که ببینه شوما چی خریدن (( یادتون باشه لباسو کادو کنین وبه پول دودره شده ها بگین اگه کادوش باز بشه خراب میشه
بگین بچه کوچیکه بیاره (( همون بلایی که همیشه سرمن میاد
وقتی آورد دیگه امون ندین تندی شیرینیا رو تموم کنین
حالا میپری اون لباس قشنگه رو میاری میدی بابا و اصرار می کنی که بازش کنه و بپوشدش
و حتی نمی گین که پول اینو ما دوتایی دادیم اصلا" اینگار نه انگار بابا که در میاره می بینه این خیلی ضایعست
(( خیلی دیگه تو بی ادبی ولی شوما به رو خودتون نیارینو هی تعریف کینین بعد بگین من با مغازه داره صحبت کردم گفته
اگه خوشش نیومد بیار عوضش می کنم بابای بیچاره تونم که تو این موقعیت میگه نه خوبه بعد که اینو گفت شوما تیزو بُز بپرین لباسو تنتون کنین موفق باشین شوما به لباس مورد علاقه تون مفتو مجانی رسیدین آخر شبم میپری می ری زنگ میزنی دوست خوشکله پدر بچه هاتون می گیرین گله که یادتونه صبح با خودتون ببرین سر قرار خوب اینم آموزش روز پدر بازی برا دوستای گلم البته دختر خانوما باید این کارارو تو روز مادر انجام میدادن همون بهتر که دختر خانوما پولو بِدن دست دادشه تا اون براشون کادوی روز پدرو بخره من دیگه برم دنبال کادوی روز پدر دوستون دارم اسیدی فعلا" .......................... بابای |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 19:46 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام/////////////////// بچه ها من یه پست دیدم تو وبلاگ یکی از بچه ها بد جوری جیگرمو آتیش زد البت این وبلاگ وبلاگی نیست جز عشق خفن ، وبلاگ مشترک داداش وحید وبا همدستی هنگامه خانوم نوشته بود حالا باز روحیه مردانگی من بهم اجازه نداد که اینو نوشته رو بخونم و در مقابلش ساکت بمونم پس پریسا خانوم و همه خانومای زد پسر اینو بخونین و با نوشته خودتون بند به بند مقایسه کنین یه دختر خوب اصلا" بفکر گرفتن گواهی نامه نمی افته چون می دونه با این کارش هیچ موجود زنده ای در اما نیست یه دختر خوب اصلا" جوک نمی گه چون می دونه اگه بگه این قد بی مزس که هیچ کی بهش نمی خنده یه دختر خوب اصلا" تو اینترنت کاری نداره یه دختر خوب به هیچ جا تک زنگ نمی زنه یه دختر خوب عکس گلزارو و لئوناردو دیکاپریو رو قاب نمی کنه بزنه تو اطاقش یه دختر خوب پشت چراغ قرمز آرایشش رو درست نمی کنه یه دختر خوب اصلا" نمی دونه یاهو مسنجر چی هست یه دختر خوب تو کلاس ردیف اول میشینه یه دختر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بو سیگار مور نمیده یه دختر خوب پای تلفن از کلمات : "میام" و" خونتون" استفاده نمی کنه یه دختر خوب وقتی میاد خونه دیپرس نیست یه دختر خوب وقتی کسی داره از عرض خیابون عبور می کنه حول نمی کنه بجا اینکه پاشو بزاره رو ترمز گازو فشار بده یه دختر خوب هیچ وقت با یه پسر تو رانندگی کل کل نمی کنه چون میدونه آخرش میره تو باقالیا یه دختر خوب وقتی داداشش ماشین باباشونو میگیره از حسودی هی زیر آب داداشه رو پیش بابا نمی زنه یه دختر خوب وقتی تصادف می کنه نمیره رو بولوار نمی شینه های های گریه کنه یه دختر خوب هر روز بعد از کلاس به بهانه خرید کردن تو خیابونا الاف نمیشه یه دختر خوب با دیدن یه پسر خوش تیپ ومایه دار خودش براش لوس نمی کنه یه دختر خوب چادر سر می کنه و چادرشو لخ لخ رو زمین نمی کشه یه دختر خوب به اصلا" پسر همسایه شونو تا حالا ندیده یه دختر خوب با توجه به این که میدونه همسایشون آش نذری داره و ممکنه پسر همسایه آشو براشون بیاره درو باز نمی کنه یه دختر خوب تو دشستشویی جلو آینه بیشتر از بیست ثانیه ایست نمیکنه یه دختر خوب تو حموم پنج ساعت نمیشینه با موکن برقی موهای پاشو بزنه یه دختر خوب هی پسری رو که دوسش داره رو مجبور نمی کنه بیاد خواستگاریش یه دختر خوب با دخترایی که دوست پسر دارن معاشرت نمی کنه
یه دختر خوب بجا اینکه بره پولشو بده آرایشگاه و ریملو ماتیک بخره میره پولشو میده باباش براش جهیزیه بخره یه دختر خوب هم همیشه به اسم خود افتخار میکنه و به هرکس که می رسد نمی گه که بجای سکینه و کلثوم به او پریسا یه دختر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و پیراهن صورتی داداششو تبد یل به مانتو نمی کند یه دختر خوب خودشو با چیپس و پفک سیر میکنه واصلا" غذا نمی خوره یه دختر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی ازقبیل ماشین از خانوده نمی کند یه دختر خوب وقتی با نامزدش بیرون میره به پسرای مردم چشمو ابرو نشون نمی ده یه دختر خوب برا حفظ حقوق خود در میادین شهر دست به تجمعات فیمینیستی نمی زند یه دختر خوب با دخترای بی ادبی که فهش بدتر از بی شعور و احمق یاد دارن معاشرت نمی کند یه دختر خوب هیچ وقت با تلفن بیشتر از سه ساعت مداوم صحبت نمی کند (( تازه این خوبشونه که کمتر از سه ساعته وای به حال .....)) یه دختر خوب هیچ وقت تلفن caller ID داری رو که باباش تازه خریده رو اشتباهن به برق نمی زنه یه دختر خوب برا بیرون رفتن از خونه سه ساعت خودش بتونه کاری و نقاشی نمی کنه یه دختر خوب هیچ وقت در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و با پسرای فامیل کل رقصیدن نمی زاره .
یه دختر خوب برا جلوگیری از چاق شدن هیچ گونه نوشیدنی مجاز وغیرمجاز را بدون نسخه پزشک تغذیه استعمال نمی کند یه دختر خوب هیچ وقت بدون چادر گل گلی ایی که مامان بزرگش برا جشن تکلیف نه سالگیش خریده در انزار عمومی ظاهر نمی شه یه دختر خوب هیچ وقت سوار ماشین مردای زیر 85 سال نمی شه با این وجود هیچ دخترخوبی نه تنها تا بحال مشاهده نشده مطئنا" در آینده هم مشاهده نخواهد شد باز بابا پسرا اگه تا حالا مشاهده نشدن یه امید دارن که بعدا" مشاهده بشن ولی دخترای بیچاره چی .....؟ ... آخی طفلکیا خوب اینم جواب خانومایی که اومدن برا پسرا حرف در آوردن پس چی ما پسرا کم الکی که نیستیم شوما بیاین هر حرفی دلتون خواست بزنین مام ساکت بشینیم پسرا دیگه خودتون بترکونین دیگه دوستون دارم اسیدی فعلا" ......................بابای |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 18:14 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام /////////// اول یه چی بگم که همین الانم کلی دیر شده با چند روز تاخیر می خوام روز مادرو می دونم دیر شده ولی خوب بقول یارو ماهی رو هر وقت از آب بگیری زندست چه خبر ؟ خوبید ؟ می گما فکر کردین من ازاون بادهام که با این بیدا بلرزم نه عزیزم من از اونیم که تو فک می کنی سر سخت ترم چی فکر می کنین خیال کردین اگه نظر ندین من در اینجا رو تخته می کنم من از این حرفا پررو ترم (( گفتم پررو یاد یه نفر اوفتادم همیشه بهم می گفت خیلی پر روئی ولی در صورتی اصلا" این جوری نبود بهر حال دلم برا پررو گفتناش تنگیده آقا ترم تابستون گرفتم تپل بابا ما تو خونمون پول نداریم کولر روشن کنیم از گرما هل هل میزنیم ولی صبح از خواب پا می شم میرم دانشگاه مثه این ندید بدیدا صاف زیر کولر می شینم آخ حال می ده آخ حال می ده که نگو اصلا" نمیدونم چی جوریه دلم می خواد استاد همش بدرسه خلاصه جاتون خالی کلی حال می کنیم آقا دو سه روز پیش بود رفتم تلفن بزنم چشمام یه چیز جالبی دید
جون داداش اینو که دیدم تا یه ساعت داشتم می خندیدم به دو علت : یکی خود این نوشته یکیم به دلیل دیگه که الان می گم فعلا" علت خندمو ببینین
نمی دونم اینو کی نوشته چون چن روز پیش خونمون مهمون بود ولی هر کی نوشته احتمالا" قصد جون منو داشته بچه حرف گوش کنیم اونم اینو می دونسته ولی آی خانوم یا آقایی که می خواستی منو بکشی مگه نمی دونستی که من خودم برقم بجون خودم فرو کردم ولی عزیزم این پریز برق از یه سال پیش فازش قطع بود اومدم تو لاگم گفتم که بیشتر تر زایع بشی بچه ها ببینین همه قصد جون منو کردن پس اگه یه موقع دیدین که این وبلاگ بروز نمیشه فکر نکنین که من کم آوردم نظر ندادین من این لاگو بروز نمی کنم بدونین که منو مورد عملیات تروریستی قرار دادن این مشکلا زیر سر این آمریکای نامرده اگه رفتم تو یادم کن
در این دنیا اگر می خوای خوشحالم کنی فقط یه ماچم کن دوستون دارم اسیدی فعلا" ............................ بابای |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 12:8 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ////
بعلت ندادن نظر از طرف شوما این وبلاگ حالا حالا ها آپ نمیشه
دیگه دوستون ندارم اسیدی
فعلا"........................... بابای |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 1:38 توسط میلاد
|
|
||